داستانهای مربوط به چالش شماره یک، بر مبنای کارت گرافیکی روبهرو شرایط "چالش" را ببینید. مرز شیشهای نوشته گیسو شفیعی…
مهران توی اتاق سرایداری بود. راهروی بیرون، سقف نداشت. دیوارش کنیتکس سفید و پُر بود از واحدهای کنار هم. ساختمان…
سوم شخص محدود بود ولی هنوز فکر میکنم یک رمان راوی اول شخص خواندهام. خیلی سریع هم خواندمش. فقط یک…
مشخصاتقسمت اول2345678910111213مشخصات تاریخ نگارش: فروردین 97 تعداد صفحات نسخه چاپی: 69 تعداد بخشها برای انتشار در سایت: 13 فاصله انتشار…
«برای اولین بار در زندگیام، بستن چشمهایم مثل قمار کردن بود» شاید ادبیات جنایی چندان جدی گرفته نشود، ولی خوبش،…
دستی بزرگ از گِل بیرون آمده بود و بدن بز را فرا گرفته بود. حضورش بیتاثیر است. کمتر از بقیهی…
چرا تمام نمیشود؟ چرا دست از سرش بر نمیدارند؟ پشت پرسههای پراکندهشان دور دختر، وحشیتی پنهان است. از هم فاصله…
هنوز همینجا ایستادهام .... بعضی تصمیمها هست که موقع اجرا، سرِ آدم را میکوبد به دیوار! تصمیم به انجام بعضی…
نوعی از تنهایی هست که به تنهایی شکل نمیگیرد. یعنی آدم نمیرود توی خانهای خلوت، خودش را حبس کند یا…
یک داستان خیلی کوتاه؛ یک قطعهی ادبی. از ویرجینیا وولف.... مثل کشف رمز بود. این را موقع تلاش دوباره برای…


