Blog Left Sidebar

تشویش اذهان فردی در مهلکه
معرفیمشترک المنافعمنعطف المواضعقس علی هذافی الذاتالبقرهحرص الحسابنوسان الحالالفاتحهناجنسنا صفنادمتومنسابقهدودمانلاجرمقحط الرحالهوالباقیمعرفی روز سوم شروع کردم به نوشتمش. روز اول، جمعه 23 خرداد بود. تهران موشک خورد.…
وحشی
1 اسمش رضاست. چشم چپش با لایه‌ای از خونابه، آویزان شده؛ حالا دیگر یک طرفِ صورت و بدنش از کار افتاده ولی تا قبل از…
«آنتی هیستامین، کُلداکس، اِستامینوفِن». وارد خیابان فرعی می‌شود. یک‌ بار دیگر مرور می‌کند. غیر از این قرص‌ها چیز دیگری نمی‌خواهد. از سه پلۀ پیاده‌رو بالا…
کار مهندسی، تمام‌وقت؛ مشاوره، پاره‌وقت! بخش بخش در حال گسستن بودم و لحظه‌های شرکتی‌ام، سخت‌تر از قبل می‌گذشت. کلمه نجاتم می‌داد؛ وُرد! فایل داستانی باز…

برای جستجو تایپ کرده و اینتر را بزنید

سبد خرید